محمد على مجاهدى
469
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
شد منقلب چو حالت اطفال تشنهلب * اركان روزگار پر از انقلاب شد چون آفتاب تا به سنان شد سر حسين * زين غم سياه و تيره رخ آفتاب شد پژمرده ديد چون ز عطش روى گلرخان * زينب ز اشك دامن او پرگلاب شد نيلى رخ سكينه ز سيلى شمر شد * گردون كبود جامه و نيلى ثياب شد در خواب جز دو طفل كه مردند از عطش * هرگز شنيدهاى مُتَعطِّش به خواب شد ؟ هر كار را حساب بود جز كه از يزيد * بر اهل بيت ظلم برون از حساب شد داد از جفاى چرخ كه بر آل بو تراب * جز آب تيغ ، تشنهلبان را نداد آب « 1 » 42 . صامت بروجردى ( 1260 - 1331 ) زندگينامه نامش ميرزا محمد باقر ، فرزند پنجشنبه ، تخلص شعرىاش « صامت » ، زادگاهش بروجرد ، از شعراى پرآوازه آيينى در سده سيزدهم و چهاردهم هجرى است . منظومه گلشن زهرا و كتاب رياض الشّهاده از اوست . در تذكره حسين حزين آمده است : « . . . در حدود هزار و دويست و شصت ديده به جهان گشود . او مردى فاضل و پرهيزگار و معتقد بود . در گذر حاج سهراب از پيشه سَقَط فروشى [ خرده فروشى ] امرار معاش مىكرد . صفات اخلاقى و خصايص نفسانى او بين خاص و عام مشهور . فن شعر را از ميرزا عبد المجيد نوائى فرا گرفت و كتاب رياض الشّهاده را تشكيل داد . آن كتاب مكرّر به چاپ رسيده . او پنجشنبه شانزدهم محرم سال هزار و سيصد و سى و يك قمرى درگذشت و در گورستان كوى صوفيان آرميد هنوز قبرش پيدا است . دو تاريخ از ميرزا حاجب بر سنگ لحد اوست » : ( داده يزدان جاى ( صامت ) سوى جنّات نعيم ) . ( جنان گرديده مأوى محمد باقر صامت ) « 2 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 492 تا 499 . ( 2 ) . دورنمايى از شهرستان بروجرد يا تذكره حسين حزين ، ص 293 و 294 .